خرید بک لینک
بالاخره دهم بهمن دفاع میکنم و خلاص میشم از دست این پایان نامه لعنتی. خیلی خستم کرد پایان نامه. خیلی زیاد. چون درآمد ندارم کلا دیگه برا ادامه تحصیل انگیزه ای ندارم. فقط دلم میخواد کاروبارم جور بشه. همین. اگه هم کارم جور نشد بتونم از اینجا برم. چقدر خوابم گرفته، اما دوست ندارم زیادی بخوابم چون اونطوری احساس آدمای مریضو دارم. یکم از حال و هوای اینروزای اتاق بگم: هم اتاقیم خانوم ص دیروز برای کمک به جا

برچسب: دفاع, نویسنده: نرگس کمالی تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 23:25

امروز 3 شهریور 96 هست. من همچنان در خوابگاه مریم هستم و تا هقته ی دیگه یکشنبه باید اینجا بمونم. دیگه تحمل زندگی خوابگاهی برام سخت شده. هرچند فکر کنم دوباره بعد از این هم باید حدقل یکسالی تو تهران زندگی خوابگاهیو تحمل کنم. فکر کردن به گذشته یه دلتنگی تو دلم ایجاد میکنه. قبلا همچین آدمی نبودم. اما الان خیلی حساس شدم. دلتنگ میشم. از طرفی تاب آوریم خیلی کم شده، تحمل کوچکترین ناملایماتو هم ندارم. نمید

برچسب: هنوز,خوابگاه, نویسنده: نرگس کمالی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 17:05

صفحه بندی